تبلیغات گفتی و گفتم
گفتی مرا دوست نداری گله ای نیست
بین عشق تو و من فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست
پرواز عجب کار خوبی است ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
فاصله
ان چنان هم که میگویند دور نیست
گاهی به من چنان نزدیکی و گاهی چنان دور
که محو بودنم در تو عجیب نیست
از دلم تا دلت راهی نیست
تو مرا بخواه تا بدانی ... فاصله ها بی معنی نیست
پاره از زندگی
اگر عشق بیشتری میخواهی... عشق بیشتری بده
اگر مهربانی بیشتری میخواهی...بیشتر مهربان باش
اگر میخواهی مردم نسبت به تو صبور و مودب باشند...صبر و ادب داشته باش
این قانون طبیعت در هر جنبه از زندگی ما اعمال میشود...زندگی هر چه که بدهی به تو باز
میگرداند
زندگی تو حاصل یک تصادف نیست بلکه آینه ای است از ...کار های خود
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
از در نشد از پنجره زوری خودت رو جا نکن
آدمکای شهر ما بازیگای قابلن
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه
شیتونک مغزای ما دلداده ودورنگیه
دلخوشی های الکی وعده های دروغکی
عشقاشونم خلاصه شد تو یک نگاه دزدکی
آدمکای شب زده قلبا شونو ویرون می کنن
دل ستاره ی منو از زندگی خون میکنن
ستاره ها لحضه ها رو با تنهایی رنگ می کنن
به بخت هر ستاره ای آدمکا چنگ می زنن
عمری به عشق پر زدن قفس رو آسمون می کنن
پشت سکوت پنجره چه بغضی بارون می کنن
مردم سر تا پا کلک رفیق جیب هم میشن
دروغه که تا آخرش هم دل و هم قسم میشن
رودنده ی حسادتا زندگی رو میگذرونن
عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن
قصه ی روزگار اینه به هیچ کسی وفا نکن
روی دلای ادما هرگز حسابی وا نکن
اونی که یار تو بود اگه غم خوار تو بود
قلبش رو پس نمی داد دل به هرکس نمی داد
دل میگفت مقدسه، عشق اون برام بس
از نگاهش فهمیدم که دروغه، هوسه
غصه خوردن نداره، گریه کردن نداره
به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره
اخر قصه چی شد قلب اون مال کی شد
اون که از من پر گرفت چی می خاستیم و چی شد؟
اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود
تورو تنها نمی ذاشت با خودت جا نمی ذاشت
اونی که یار تو بود اگه غمخوار تو بود
قلبش بس نمی داد دل به هرکس نمی داد
یکی داشت و یکی نداشت! اونی که داشت تو بودی اونی که تورو نداشت من بودم
یکی خواست و یکی نخواست ! اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم
یکی بودو یکی نبود! اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم
یکی آوردو یکی نیاورد! اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم
یکی برد یکی نبرد! اونی که برد تو بودی اونیکه دل به تو باخت من بودم
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤¤¤
________________________¤¤
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
از در نشد از پنجره زوری خودت رو جا نکن
آدمکای شهر ما بازیگای قابلن
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه
شیتونک مغزای ما دلداده ودورنگیه
دلخوشی های الکی وعده های دروغکی
عشقاشونم خلاصه شد تو یک نگاه دزدکی
آدمکای شب زده قلبا شونو ویرون می کنن
دل ستاره ی منو از زندگی خون میکنن
ستاره ها لحضه ها رو با تنهایی رنگ می کنن
به بخت هر ستاره ای آدمکا چنگ می زنن
عمری به عشق پر زدن قفس رو آسمون می کنن
پشت سکوت پنجره چه بغضی بارون می کنن
مردم سر تا پا کلک رفیق جیب هم میشن
دروغه که تا آخرش هم دل و هم قسم میشن
رودنده ی حسادتا زندگی رو میگذرونن
عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن
قصه ی روزگار اینه به هیچ کسی وفا نکن
روی دلای ادما هرگز حسابی وا نکن
گل نیلوفر ....
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه میکردم ترس تمام وجودم و برداشت که شاید منم یه روز مثل گل
نیلوفر تنها بشم.سریع از کنار مرداب دور شدم .حالا وقتی میبینم خودم گل مرداب شدم دنبال یه گل
نیلوفر میگردم که از تنهایی نمیرم و حالا میفهمم گل نیلوفر مغرور نیست بلکه او خودشو وقف مرداب
کرده بود ...
عاشقی ....
یک دقیقه طول میکشد تا یکی رو دوست داشته باشی ... یک ساعت طول میکشد تا به یکی عادت
کنی ... یک ساعت و یک دقیقه طول میکشد تا عاشق بشی ... اما یک عمر طول میکشدتا یکی رو
فراموش کنی ...
جوان عاشق ....
روی تخته سنگی نوشته شده بود:اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیرآن نوشتم :باید صبر کند .
برای بار دوم که از آن جا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه
کند؟ من با بی حوصلگی نوشتم:بمیرد بهتر است . برای بار سوم که از آن جا عبور میکردم انتظار
داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم ...
در دادگاه عشق ....
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود ،وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان . قاضی نامم
را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد ، سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ . کنار
چوبه دار از من من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت
دارم ...
شاید کسی ....
شاید کسی شب ها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس میکنه، شاید یه کسی به محض دیدن
تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه ، مطمئن باش یکی شب ها به خاطر تو توی
دریای اشک میخوابه ولی تو اونو نمی شناسی
یادمون باشه ....
یادمو ن باشه که هیچکس رو امید وار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته
می میره. یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد
نگیره . یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از
چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی
دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیری ...
عشق گلی است که دو باغبان آنرا می پرورانند
واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم .ولی در عین حال تا وقتی چیزی رو
دوباره بدست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم
خیلی سخته...
خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد
فراموشش کنی... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری... خیلی سخته که
روز تولدت، همه بهت تبریک بگن، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای... خیلی سخته که غرورت
رو به خاطر یه نفر بشکنی، بعد بفهمی دوست نداره... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست
بدی، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت
اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنند
یه چشم همیشه باید توش اشک باشه ، وگرنه میسوزه یه دل همیشه باید توش غم باشه ، وگرنه می شکنه
عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش
دست نزنی اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری
بر خاک بخواب نازنین که تختی نیست. آواره شدن حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند
همیشه راز خوشبختی نیست
جلسه محاکمه...
جلسه محاکمه عشق بود . عقل که قاضی این جلسه بود عشق را محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی
فراموشی کرد. قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه ی اعضا با او مخالف بودند . قلب شروع کرد به
طرفداری از عشق: آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن او را داشتی ؟ ای گوش مگر تو نبودی
که در آرزوی شنیدن صدایش بودی ؟ و شما پاها که همیشه آماده ی رفتن به سویش بودید حالا چرا این چنین
با او مخالفید؟ همه اعضا رو برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند....
دنیای نامرد ....
یه دختر کوری توی این دنیای نامرد زندگی میکرد.این دختر یه دوست پسری داشت که
عاشق اون بود.دختر همیشه می گفت :اگه من چشامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می
می موندم .یه روزیکی پیدا شد که به اون دختره چشاشو بده ،وقتی که دختره بینا شد دید که
پسره کوره،دختره بهش گفت من دیگه تو رو نمیخوام برو،پسره با ناراحتی رفت ویه
لبخند تلخ بهش زد و گفت:من میرم ولی مراقب چشمای من باش ......
ازم پرسید ....
ازم پرسید به خاطر چی زنده هستی؟با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر
تو ... بهش گفتم: بخاطر هیچکس ، پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد
میزد به خاطر تو ... ،با یه بغز غمگین بهش گفتم:به خاطرهیچی ازش پرسیدم :تو به خاطر چی
زنده هستی ؟در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود گفت:به خاطر کسی که به خاطر هیچ
زندست ...
توبه عشق ....
فکر میکردیم عاشقی بچگیست ... اما حیف این تازه اول زندگیست ...
زندگی چیزیست شبیه یک حباب ... عشق آبادیه زیبایی در سراب ...
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد ..
Best Resolution : 1024 By 768 Pixels
AllRight Reserved By eshghetoofani.MihanBlog.Com
Translate By Davood Jafari - MihanBlog Designer